برندینگ

مشاور برندسازی

برند یک سازمان به نشانه هویت آن سازمان می باشد

استراتژی نام تجاری (Branding) ، فرایند معنا بخشیدن به یک نام است. برندسازی مجموعه‌ای از راهکارهاست که به نام تجاری شما هویت مشخصی داده و جایگاه آن را در بازار نسبت به رقبا مشخص و متمایز می‌کند. برندسازی شامل مباحث مختلفی چون جایگاه یابی و جایگاه سازی برند ، انتخاب نام موثر برای برند، ایجاد طبقه بندی جدید، انتخاب رنگ برند و طراحی لوگو برای آن، بسط برند یا محدود نمودن دامنه تمرکز، عمق و ارزش برند، روابط عمومی، رویدادسازی ، تبلیغات و... می‌باشد.

توجیه علمی و عملیاتی کارکرد موثر مهندسی فروش و بازاریابی

در بازار پر رقابت امروز ، یک نام تجاری ، قبل از آنکه به سوی موفقیت پیش برود در معرض شکست و حذف از چرخه تولید قراردارد و اگر برای یک محصول (شامل کالا یا خدمات) ، هیچ نام تجاری انتخاب نشود به صورت خودکار ، درون یک طبقه بندی در کنار محصولات مشابه قرار می گیرد و از اقبال مساوی برای موفقیت ، نسبت به همدسته هایش برخوردار خواهد بود.

و در این رقابت تنگاتنگ ، برندها و قدرتشان ، تعیین کننده موفقیت و شکست یک محصول است نه خود محصول .

در این کشاکش هر برندی سعی می کند که سهم بازار بیشتری را کسب کند و مشتری های رقبا را به سمت خود جذب کند و حتی در صورت امکان یک بازار مستقل برای خود مهیا کند ولی در اکثر قریب به اتقاق رقابتها ، موفقیتی کسب نمی شود و شکست قطعی است و اگر هم برند از چرخه بازار ، حذف نگردد باید به سهمی بسیار جزئی از کل بازار اکتفا کند و این با حذف شدن ، تفاوت آنچناني ندارد.

برندهای بزرگتر و پرهزینه تر ، ریسک بیشتری را متحمل می شوند و فعالیت در این بازار پر خطر برای آنان بیشتر به یک شرط بندی خطرناک ، شبیه خواهد بود و اگر واقعا موفقیت ، فرمول و تعریف مشخصی داشت آیا هر برندی ، پیروز و یگانه بازار و کامیاب نمی شد؟

واقعا به چه دلیل ، هنگامي که برندها ، مشغول فعاليت براي حصول نتايج مقبول و کسب موفقيت هستند از کاهش استقبال و تخريب چهره خود در بازار غافل مي شوند؟

در واقع زماني که کنکاش برندها براي پنهان نمودن نقاط ضعف خود به اوج مي رسد اولين سهل انگاري ، مانند پوست موزي در زير پاي برند عمل مي کند و نابودي آن را رقم مي زند.

آيا هنگاميکه فرايند ساخت برند به منظور حمايت از محصولات در مقابل شکست و حذف از بازار ايجاد شده است. منطقي تر نيست که به جاي اينکه از هويت برند براي برجسته نشان دادن محصولات استفاده کنيم از آن در راستاي تقويت اشتياق عامه در خصوص درک کلي از محصولات و ارزشمند سازی جایگاهشان سود جوييم؟

در واقع هدف ما به جاي القاي خوش بيني افراطي ، متمرکز شدن بر بازخوردهاي اقتصادي و اجتماعي فعاليتهاي مغرورانه برندها و تشويق آنان به اولويت دادن به انجام عکس العمل هاي سريع در مقابل رويدادهاي بازار است.

منطقا ، جايگاه و تصوير يک برند در ذهن مردم ، تمام دارايي آن برند است و بقاي شرکت به استحکام آن وابسته است و براين اساس که تصميمات مصرف کننده ها براي خريد يک محصول ، وراي ماهيت آن ، بر پايه درک و استنباط آنها از برند بنا نهاده شده است ، مي توان با تغيير مسير فرايند مهندسي فروش از تمرکز بر بازاريابي به ادراک سازي ، جايگاه برند را در نظر خريداران و مصرف کنندگان ارتقاء بخشيد و درحاليکه اعتقاد مصرف کنندگان بر نبود تفاوت چشمگير بين محصولات است پس بايد شرکتها با تکيه بر ادارک سازي و ايجاد ارتباط عاطفي با مشتريان ، برند خويش را استحکام بخشند و براي دوام حضور برند خويش در بازار ، از اصول حاکم بر آن تبعيت کنند قطع اين ارتباط و انحراف از مسير علايق و سلايق مصرف کننده ، شرايط نابودي برند را فراهم مي کند و اشتباهات فاحش از قبيل پاسخگو نبودن در مقابل انتظارات مشتريان و رويکرد محصول محور به جاي مشتري محور ، سقوط و نابودي برند را تسريع و تکميل خواهد نمود.

مضافا در تطابق با بازار در دستيابي به موفقيت بايد بدنبال کار و پروژه اي بود که ديگران تلاش کرده اند انجام دهند ولي تاکنون موفق نشده اند و همچنين براي دسترسي به اين هدف ، حالات مختلف نيازهاي مصرف کنندگان را زير ميکروسکوپ تيزبيني قرار داد و با کسب اطلاعات لازم ، پيش زمينه تصميم سازي بي نقص را مهيا نمود در واقع با درک رفتار ريشه اي و نيازها و خواسته ها و نقاط خلاء بازار و تمرکز بر علل ريشه اي و نه تمرکز بر نشانه ها بايد با حداکثر نيرو به سمت هدف پيش روي نمود و با استفاده از تمامي امکانات و توانمنديها کوشيد تا هميشه يک قدم ، جلوتر از ديگران ايستاد و دغدغه ذهني صاحب برندها بايد اين باشد که کاري انجام دهند که در نقطه مقابل کاري باشد که ديگران يا رقبا انجام داده اند.

درواقع با ترکيب طراحي نوآورانه و تکنولوژي نوآورانه و بازاريابي نوآورانه مي توان در جايگاه برتر باقي ماند البته در دنياي که بيشتر برندها سعي مي کنند هیاهوکنان با مشتري ارتباط برقرار کنند بايد نجوا گونه پيام را منتشر نمود و با قدرت تمام ، روي خود کالا متمرکز شد و نبايد هرگز با تکنيک هاي نمايشي بازاريابي ، مشتريان را مرعوب ساخت.

سياست کارکرد تيم بايد بر اين اساس باشد که امکاني براي مشتريان مهيا شود که در فرآيند توليد محصول دخالت داشته باشند و در راستاي دستيابي به اين هدف مي توان از وب سايتهاي شرکت ، برخلاف تمام وب سايتهاي تبليغاتي براي وصول به اهداف مشتري مداري مدد جست و فرآيند توليد را به پروژه اي براي تمام مشتريان بالقوه و بالفعل شرکت تبديل نمود. بايد توجه داشت که پيشگام بودن در خلق زيبايي ، کارايي و نوآوري به طور خودکار نام تجاري را توجه برانگيز خواهد نمود و اين حقيقتي پذيرفته شده است که آنچه يک شرکت را قدرتمند مي سازد محصول يا سرويس دهي نيست بلکه جايگاهي است که در ذهن مردم دارد و در تحقيقات بازار بايد براين موضوع متمرکز شد که با چه ابزاري و چه نقطه تمايزي در اين بازار اشباء شده مي توان قد علم کرد و درخشيد؟

گرچه تبليغات اين کيمياي مدرن توانسته در يک قرن گذشته از محصولات نام تجاري بسازد يعني فلز کم ارزشي را به طلاي گرانبها تبديل کند و از يک موضوع عادي يک نام تجاري قابل ستايش و پرستش بسازد و به عمد از واقعيت يک برداشت احساساتي و ايده آل ارائه دهد ولي در عمل ، برداشت ذهني همه براساس تجربه شان در استفاده از يک کالا و يا خدمت شکل گرفته است امروزه مشکل تبليغات ، ارسال اطلاعات نيست بلکه در اعتماد مشتريان به آن است و بايد با ساخت يک هويت قدرتمند در ذهن مصرف کننده با تکيه بر حسن شهرت و پيشينه مثبت ، احساس آشنايي را خلق کرد که به اعتماد ختم شود.

در زماني که همه کالاها و خدمات هر روز بيشتر بي روح و شبيه هم مي شوند مي توان به آفرینش محصولاتی با تفاوتهاي چشمگير اقدام نمود و سرسختانه براين اعتقاد بود که هيچ چيز بهتر و ارزشمند تر از يک ابتکار نيست و تقريبا غير ممکن است که بتوان بدون تاثير گذاشتن برجامعه (حال چه مثبت و چه منفي) از آن جامعه ، کسب منافع نمود.

و اين تاثير گذاري با تغيير نگرش مردم همراه است و کمپين هاي تبليغاتي نوآورانه با تکنولوژي پيشرفته و قابليت جذب اعتماد مردم ، برتري آرماني زاييده تمايز برتر را تداوم مي بخشد و تمرکز کمپين ها بر ساختن نام تجاري با توسل به شفافيت پيام روشن برند در کنار تفاوت آن با همتايان خود ، بي شک کليد موفقيت يک نام تجاري است و با توانايي ساده سازي به معناي حذف تمامي عناصر غير لازم به صورتي که عناصر ضروري ، مجال بروز يابند و هدف گذاري مشتريان مناسب با محصولات مناسب در مکان و زمان مناسب ، تمامي قله هاي کميابي در بازار ، قابل فتح و در دسترس رخ مي نمايد.

در طراحي بنيادي کمپين هاي تبليغاتي بصورت مرحله اي بر پيشبرد دقيق و اصولي مباحث برندينگ و مارکتينگ محصولات که شامل مراحل مختلفي اعم از طراحي تمايز و طراحي ابزار تغيير ساختاري ديدگاه عامه مردم است با جلب توجه مردم نسبت به وجوه برتری پروژه با ايجاد تکانه هاي هيجاني ، احساسي در ترکيب بندي کمپين ها ، هدفمندتر و انجام پذيرتر مي گردد.

ابزار شگفت انگيزي ، در راستاي شکستن الگو ها و انتظارات قبلي و معرفي يک چيز تازه و فراتر رفتن از انتظارات مردم و به همين ريختن پيش زمينه ذهني آنان و ارائه گزينه هاي منحصربفرد که اقتباس شده از مهندسي هاي هوشمندانه است مردم را مشتاقانه به حرکت و سخن پردازي در سمت و سويه اهداف کمپين ها رهنمون مي کند.

در هدف نهايي کمپين ها ، برندينگ ، تلاشي هدفمند در راستاي نوعي اشتياق آفريني است که با طراحي متفاوت در تمام زمينه هاي اجرايي پروژه و همچنين مارکتينگ ، سعي در گنجاندن احساسات انساني در دورن محصولات دارد تا فلسفه تمايز که اصل اوليه آفرينش نام تجاري بوده است بيشتر نمودار شود و ارزشمندي محصول ، بيش از حد و به شکل مبالغه آميزي جلوه گر شود و اين پيام هيجان برانگيز با تبليغات چشمگير و اطلاع رساني توجه برانگيز به مخاطبان ارسال گردد و با رعايت اين سبک و سياق مي توان تحولي عظيم در نظام زيرساخت هاي تفکر عامه را رقم زد و تبديل به جزئي از چشم انداز اجتماع شد و با تمرکز بر کارکردي که در آن برند ، بهترين است موفقيت هاي بدون تاريخ مصرف را پايدار نمود.

و برخلاف باور همه با تبلیغات مهندسی شده که نه تنها به منظور فروش محصول نیست بلکه برای فروش خود نام تجاری است یک تصویر رویایی از یک ساختار منظم و منحصربفرد خلق کرد.

با اینکه اعتقاد و اعتماد به نوآوری و تمایز در بازار تجارت و تولید تفکری است که پیروان زیادی دارد ولی چگونگی انجام موفقیت آمیز آن در نحوه عمل و دیدن فضای جدید است فضایی که دیگران نمی بینند این فضای جدید است که منتهی به یافتن امکانات می شود این مصرف کنندگان هستند که تعیین می کنند کدام نام تجاری باقی بماند یا از بین برود.

کالاهای شبیه به هم و خدمات تقلیدی و تکراری ، مشتریان را وامیدارد که بدنبال چیزهای متفاوت باشند و در نقطه مقابل این راهکار در بیشتر پیام های تبلیغاتی ، عناصر و اطلاعات زیادی وجود دارد که برای انتقال پیام به مشتریان ، دائما در حال رقابت هستند ولی خودشان ، مبهم ، فاقد جذابیت و یا در انتقال پیام ، نارسا هستند و در تلاشی برای راضی نگه داشتن مشتری به منظور تداوم بخشیدن به ارزشهای نام تجاری ، ناموفق عمل می کنند و با تبلیغات سنتی و صرف هزینه های بالا و مطرح کردن ادعاهای بزرگ ، انرژی زیادی را صرف کسب مزایای رقابتی بسیار کم و ناچیز می کنند و بجای کسب اعتماد عامه باعث ایجاد مزاحمت و ازدحام تبلیغاتی شده و با بیان ادعاهای پوشالی در تخریب هرچه بیشتر وجهه نام تجاری خود و اعتماد مردم می کوشند.

در این بین ، سئوالات بسیاری است که همچنان بی پاسخ مانده است.

چه باید کرد؟

چه باید ساخت؟

برای چه کسی ساخت؟

چگونه باید محصول را به بازار عرضه کرد؟

و چگونه با مشتریان ، ارتباط بر پایه اعتماد برقرارنمود؟

در نهایت باید گفت که تمایز بنیادین خوب در تحقیق کیفی آزمون نمی شود زمانی که از مردم سئوال می شود که چه می خواهید؟ آنها پاسخ می دهند از چیزی که هست ، بیشتر می خواهند با ویژگی ها و قابلیت های برتر و قیمت نازل تر.

این دستورالعمل تمایز بنیادین نیست بلکه دستور العمل محصولات تکراری و تقلیدی با توان سود محدود است در حالیکه موارد مزیتی رقابتی شرکتها ، کیفیت تولید ، زیبایی شناسی محصول ، قیمت پایین ، عملکرد بالا ، کاربرد آسان و... است ولی درکمال شگفتی باید پذیرفت که موارد جالب ، خارق العاده ، جدید ، استثنایی و عجیب هستند که مشتریان را برای تاثیر پذیری ترغیب می کنند درنهایت ، تنها راه کسب شهرت در فضای رقابت بازار امروز ، ترکیب خوب و عالی با متمایز و استثنایی است که می تواند به خلق محصول موفق ، بی نظیر و برتر منتهی شود.

برای دانلود مقاله مارکتینگ و برندینگ که کاری از گروه مشاورین جهان آرا می باشد لطفا اینجا کلیک فرمائید.

بررسي ، تحليل و شناختي گذرا بر اصول حاکم بر برند سازي

درباره برند و ساز و کار ایجاد ، حفظ و گسترش آن بحث های زیادی مطرح شده و میشود. نظرات مختلف اکثرا نکات مشترکی دارند ولی همیشه تفاوتهایی وجود دارد و این تمایز هاست که باعث برتری می شود.

به اصول کلی مسئله ، تقریبا همه اشراف دارند ولی موفقیت در هر کاری با رعایت جزئیات حاصل می شود جزئیاتی که گاهی واقعا ناچیز ، کم ارزش ، غیر قابل توجه و بی فایده به نظر می رسند و گاهی هم بطور کامل از نظرها پنهان هستند و حتی در حاشیه توجه افراد هم قرار نمی گیرند.

با ذکر چند اصل جزئی نگر در این مقوله ، شاید بتوان چشم هایی را گشود و اصولی را تبلیغ کرد که بيشتر مواقع به فراموشی سپرده می شوند.

در واقع برندسازی براساس اعتقاد اکثر افراد به مفهوم سهم قابل توجهی از بازار موجود نیست بلکه براساس میزان توجهی است که آن برند از افراد جامعه به سمت خود جلب نموده است و حجمی از افکار است که به خود درگیر ساخته است.

به عبارت دیگر هر برند ، متشکل از ادارک دیگران نسبت به ویژگی های منحصربفردش است.

تمایز جويانه ، وقتی که یک برند در حوزه فعالیت خود ، نه بهترین انتخاب ، بلکه تنها انتخاب باشد و صاحبان برند برتری موقعیت خود را نسبت به رقبا در حرفه خویش با آگاهی از خواسته مشتری و نه نیاز وی و کشف مشکلات مشتریان و ارائه راه حل موثر برای آنان و ارائه اطلاعات با ارزش در قالب محتوايي جذاب و ايجاد ارتباط مداوم با مشتري و ارتقاء و پيشرفت مستمر محصول و فراتر رفتن از انتظارات مشتريان و کسب محبوبيتي دوچندان تثبيت مي کنند درميان مردم ، براي اين برند آشنا ، بنايي عظيم از اعتماد شکل خواهد گرفت و ارزش محصولش فزوني خواهد يافت و استقبال از آن در مقايسه با کالاي مشابه در بازار، علي رقم قيمت بالاتر ، با رغبت بيشتري مواجه خواهد شد.

امروزه در بازار ، مشتريان ايده آل هر برند با ارزيابي انتظارات جديد و دريافت احترام ، اعتماد ، اميد ، و کيفيت از جانب برند ، وفاداريشان به آن تحکيم شده و با تمرکز بر حل مشکلات مشتريان و ايجاد ارتباط عميق احساسي بين برند و مخاطب ، تبديل به هدفي روشن ، آگاهانه ، منحصربفرد ، ارزشمند و خارق العاده در ذهن مخاطب خواهد شد.

در اوج موفقيت ، برندينگ باعث افزايش قابليت ديده شدن شما ، افزايش تعداد پيروان شما ، جذب فرصت هاي بيشتر و سبقت از رقبا خواهد شد.

همانا توجه به مشتريان به عنوان وظيفه صاحبين برندها ، همراهي قطعي ، اعتماد عميق ، ارتباط صميمي و رابطه قوي را بنيان مي نهد و با تعاملات بدون وقفه در بازاريابي حرفه اي ، بازخورد منطقي و فوق العاده مقبولي حاصل مي شود.

هر بار که شما آگاهي مقايسه منطقي محصول خويش را براي مشتريان مهيا مي کنيد ، امکان کشف جزئيات تمايز و اختلاف هاي برجسته در محصولات خود را براي آنان فراهم نموده ايد ، و دليل موجه برتري برند خود بر رقبا را با اين راهکار نمايان مي سازيد.

درنهايت بايد گفت که مردم به شدت مجذوب برندهايي خواهند شد که دگرگونه انديشيدن در ساختار استراتژيشان ، چالشي براي شرايط فعلي بازار و محصولات موجود ايجاد کند و اين اعتقاد پابرجاست که قطعا يکي از اصول اساسي موفقيت هر برند جستجوي فضايي است که در آن کمبود خدمات و ارزش ها نمايان باشد و مي توان با ورود به اين فضاي خلاء و خلق مقادير زيادي از اين دو گزينه ، راهي روشن به سوي کاميابي در برندينگ گشود و ارزشهاي واقعي را پايدار ساخت.

برای دانلود مقاله بررسي ، تحليل و شناختي گذرا بر اصول حاکم بر برند سازي که کاری از گروه مشاورین جهان آرا می باشد لطفا اینجا کلیک فرمائید.

تشریح دیدگاهی نو در بازاریابی مراکز خدمات درمانی

در این مطلب گزیده با بررسی اجمالی از بازاریابی صنعت درمان با ذکر مقدمه ای مختصر و تشریح نقاط قوت وضعف و تهدیدها وعلل شکست مجموعه های موازی و راهکارها و مراحل اجرایی پروژه بازاریابی در این عرصه, شرحی مختصر بر مبحث پیچیده مارکتینگ و برندینگ در زمینه سلامت عرضه می گردد .

بازاریابی سیستم درمان , یک نگاه نو به مسئله سلامت جمعی است که در تلاش برای کاربرد اصول حرفه ای بازاریابی در ایجاد آگاهی از خدمات درمانی و همچنین ارتقای سطح سلامت اجتماع و کاهش تاثیرات بیماریها می باشد.

تبلیغات تجاری و غیر تجاری امروزه ابزاری برای سوق دادن مشتری به سمت یک محصول خاص نیست ,بلکه کارکرد ویژه آن در توصیفی نوین ,ایجاد پیوند و ارتباطی مداوم و دائمی بین مشتری و محصول است و به تبلیغات همچون فرصتی برای جلوه گری مانا با تاثیری دراز مدت نگریسته میشودتا نمایش تصویری خلاق را رقم بزند.

در واقع بازاریابی فرایندی است که شامل بررسی ,کنکاش و امکان سنجی شرایط بازار,تحقیق ,جستجو و انتخاب بازار هدف,پیش بینی استراتژی تبلیغات ,برنامه ریزی و در نهایت سازمان دهی و اجرا و کنترل فرصت های سیستم بازاریابی است.

شما فعالان عرصه درمان که نسبت به کارکردهای سازوکار پروژه خدماتی خود دقیق و حساس هستید و قصد دارید سرمایه و درآمد خود را افزایش دهید,این امر مستلزم رعایت قوانینی ویژه است که با احترام به آن اصول و قوانین ,پیشرفت روزافزون خویش را تضمین خواهید نمود,قوانینی که شامل راهکارهایی جهت بهبود هر چه بیشتر خدمات ,جلوگیری از اتلاف منابع و صرف هزینه های کلان اقتصادی و اجتماعی و کاربرد اصول و تکنیکهای صحیح بازاریابی در مراکز درمانی به منظور افزایش مزایای رقابتی موسسات و ایجاد برتری سازمانی و کسب رضایت مندی مشتری و دست یابی به حاشیه سود بیشتر خواهد بود.در بازاریابی سیستم درمان ,مدیریت انتظارات بیماران به جهت کسب برتری نسبت به رقبا باید در اولویت های کاری قرار بگیرد.

در نگاه فنی به بازاریابی سیستم درمان ,محصول قابل عرضه این صنعت ,شامل فرایند درمان بیماران خواهد بود که در نهایت ,تمام کارکرد آژانس های تبلیغاتی به کیفیت خدمات و سرویس دهی تیم درمانی وابسته می باشد و با همسوسازی آژانس ها با جامعه فعالین درمان با یک تیر دو نشان را هدف قرار داده و در کنار معرفی بهتر خدمات درمانی ,باعث اعتماد سازی گسترده در بین بیمار وکادر درمان خواهد شد و به هدف نهایی تمام این فعالیت ها که ارتقای سطح سلامت جمعی است دست می یابد وبه این باور عمیق کادر درمان با شیوه های حرفه ای تبلیغات به عنوان دغدغه اصلی دست اندر کاران خدمات درمانی به عموم مردم معرفی می گردد و خدمات ناملموس درمان را که کیمیای بیماران سردرگم است همراه با اعتماد و حس آرامش ذهنی به آنها تزریق کرده و با ایجاد ارتباط با بیمار از طریق اطلاع رسانی تخصصی در انجام مسئولیت اجتماعی که همانا احیای بیش از پیش سلامت عمومی است کوشید.

اولین گام در بازاریابی این محصول نامشهود ,بررسی و شناخت هر چه بیشتر رفتار بیماران و نظرسنجی و اطلاع یابی از آنان و پذیرفتن وجه اختلاف بین نیازها و خواسته های بیماران و شناخت و تامین و ارضاء نیازها و خواسته های ارجح است و همچنین ایجاد حس ارزشمندی در بیمار در مراجعه به مراکز درمانی با انجام رفتارهای حمایتی که بعد از خروج وی از مرکز اتفاق می افتد و باعث می گردد که تصور نگاه منفعت طلبانه دست اندرکاران درمان به بیمار و بیماری از ذهن مراجعه کنندگان زدوده شده و تصویری زیبا و ارزشمند از فرایند و کادر درمان در ذهن و قلب بیماران نقش بندد و تحمل هزینه های سنگین مالی و روانی درمان همانند آزردگی و اضطراب و درد برای آنها آسانتر گردد در کنار این استراتژی با تامین امکانات رفاهی مقبول برای بیماران و همچنین ایجاد محیطی آرامش بخش می توان در کاهش تنش های روحی و ذهنی بیمار و همراهانش تاثیر گذار بود و کارکرد مثبت همین موضوع عاملی اساسی در افزایش قوه رقابتی در بازار خواهد بود.

با توجه به وجود اختلاف در نیازها و عوامل موثر محیطی و عدم اهتمام کافی در انجام تحقیق بازار و کشف و شناخت نیازها و خواسته های بیماران , خدمات درمانی منحصرا به مبحث درمان بیماری خلاصه شده و کسب رضایتمندی بیمار ,پیش از شروع فرایند درمان و بعد از آن لحاظ نمی گردد.

در محیط پر تنش درمان ,آشفتگی های بیمار و حس ناامنی ناشی از علائم بیماری و مشاهده وضعیت بغرنج دیگر بیماران حاضر در محیط ,عامل موثر سردرگمی , اتلاف وقت و هزینه , ازدهام و ایجاد فضای پراسترس درمان شده و بدون استفاده از برنامه ریزیهای بلند مدت بازاریابی و تبلیغاتی ,سیستم درمان را در دست یابی به اهداف اصلی خود که همانا ارائه خدمات رضایت بخش و کاهش آلام و آزردگی های بیماران است با موانع بزرگی مواجه می سازد.

در توصیف کارکرد اصولی و بهینه سازوکار خدمات درمانی,آموزش کادر درمان برای درک نیازها و خواسته های بیمار و ایجاد آگاهی همگانی در بیماران نسبت به فرایند درمان ,عاملی موثر در بهبود کیفی و کمی ارائه خدماتی ارزشمند و تامین نیازهای واقعی بیماران با حداکثر کیفیت و ایجاد تمایزی فاخر برای ارائه دهنده آن خواهد بود که از طریق ارائه اطلاعات و آموزش پیشگیری کننده و ارائه آگاهی در مورد نشانه های بیماری و تاکید بر مشارکت عمومی برای افزایش اندوخته دانش بهداشت می تواند صورت پذیرد و در نهایت به پیش گیری و درمان و بهبود وضعیت کلی ساختار سلامت مردم جامعه منجر میشود .

با توجه به اینکه در مراجعه اولیه بیماران به مراکز درمانی ابهام و بی اطلاعی از فضای کارکرد فرایند درمان , آنان را رنج می دهد درواقع باید گفت که می توان با تبلیغات گسترده محتوایی و کاربردی , اطلاع رسانی به بیمار درباره شرایط و امکانات موجود , برقراری ارتباط دو سویه و صمیمی با بیمار و توجه به نیازها و خواسته هایش اعتماد وی را جلب کرد وراندمان سیستم را به حداکثر رساند.

بطور عمومی انواع خدمات و بخصوص خدمات درمانی در مقایسه با کالای متنوع به جهت دارا بودن ویژه گی های خاصی همچون ناملموس بودن و غیر قابل ارزیابی بودن قبل از ارائه , نامشابه بودن و منحصر بفرد بودن برای هر فرد , تفکیک ناپذیری و پیوستگی خدمت با فرد ارائه دهنده آن و فناپذیری و عدم امکان ذخیره سازی آن فرایند خاصی را برای بازاریابی , بازارسازی و بازارداری می طلبد و تبلیغات آن با روشهای مشابه در بازار کالا امکان پذیر نمی باشد.

با رقابتی شدن فضای فعالیت سازمانها و در نظر داشتن تاثیر محیط بر آنها ,توجیه افزایش سطح توقعات بیماران ساده است و در این شرایط با حداقل خدمات و در محدوده تحمل یا سازگاری بیماران نمی توان مزایای قابل توجهی را برای رقابت در معادله برتری بازار عرضه کرد.

در نهایت باید گفت که با کاربرد استراتژی های بازاریابی حرفه ای سازگار شده با فرایند خدمات درمانی می توان به بررسی نقاط قوت و ضعف سازمان پرداخت و با انجام تحقیق جامع و مدونی درباره بازار هدف به اکثر مسائل و مشکلات مراکز فائق آمد و الزاما باید پذیرفت که توجه به نیازها و خواسته های بیماران و کسب رضایت مندی آنان از راهکارهای اصلی اعتماد سازی و افزایش تعداد بیماران مراجعه کننده و ارزیابی مقبول و مثبت و تثبیت جایگاهی مناسب برای مراکز درمانی می باشد.

++ تشریح نقاط قوت ( طبق اعلام اکثر مراکز خصوصی کشور):

1 - دارا بودن بروزترین تجهیزات پزشکی (تصویربرداری) برای ارائه خدمات به بیماران

2- دارا بودن کادر متخصص و مجرب

3- درا بودن سابقه مثبت و اعتبار فراوان نزد بیماران و ساخته شدن برند فردی مدیریت در کنار برندینگ مجزای موسسه در مراکز خصوصی

4- پذیرش بیمه های درمانی و دسترسی آسان محلی

5- شهرت گسترده مثبت مرکز و تجربه گذشته خوشایند بیماران در استفاده از خدمات مرکز

6- ارائه خدمات با کیفیت فراتر از انتظار بیماران

7- .................

++ تشریح نقاط ضعف:

1 - وجود حداقل فضای مورد نیاز یا کافی

2- عدم ایجاد انگیزش مداوم در کارکنان مرکز برای فعالیت

3- عدم شناسایی کامل نیازهای درمانی جامعه مخاطب و همچنین نارضایتی بیماران از سرویس دهی

4- عدم وجود سیستم مدیریتی کارآمد در زمینه ارتباط با مشتری (سی. آر.ام)و آموزش مداوم به کارکنان و بیماران برای کارکرد بهتر فرایند ارائه خدمات مطلوب در مرکز

5- ارایه خدمات در اکثر مراکز درمانی بصورت غیر دوستانه و غیر حرفه ای

6- ..........

++ تهدید های منطقه ای ( شرایط محیط خارجی):

1- افتتاح روزافزون مراکز ارائه خدمات پزشکی تخصصی ( تصویربرداری) با کیفیت خدمات بالا و رقابت بین آنها و تقاضای در حال افزایش برای سرما یه گذاری های متعدد

2- افزایش سطح توقعات بیماران نسبت به گذشته

3- ..................................

++ راهکارهای کلی پیاده سازی تکنیک های بازاریابی در سیستم خدمات درمانی :

1- سامان دهی و برنامه ریزی مدیریت فرایند ارتباط با مشتری ( سی. آر .ام) برای حفظ مشتریان فعلی

2- ایجاد و سازمان دهی زیر ساخت های بازاریابی و تبلیغات و تدوین استراتژی کوتاه مدت و بلند مدت

3- رفع محدودیت ها به ویژه در بخش ساختمان

4- مدیریت بایگانی و مستند سازی سوابق بیماران و استفاده از آن در برنامه ریزی سی. آر .ام

5-سازمان دهی زیر ساخت های اطلاع رسانی خدمات بصورت آنلاین

6- مدیریت دانش و یادگیری پرسنل و بیماران

7- مدیریت هماهنگی بین بخش های مختلف موسسه

8- فعالیت گسترده و ایجاد ساختاری تحول گرا در مبحث مارکتینگ و برندینگ در موسسه

9- ایجاد سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان مرکز بصورت دائمی و مداوم از نظر کیفیت خدمات و ارتباط با مشتری

10- ایجاد سیستم ارزیابی عملکرد موسسه بصورت دائمی و مداوم و مقایسه آن در بازه های زمانی مختلف و تحلیل اطلاعات

11- تکریم بیش از پیش ارباب رجوع

12- اطلاع رسانی درباره جزئیات , مراحل , نحوه ارائه خدمات و تبلیغات هدفمند درباره امکانات و فعالیت های موسسه

13- توجیه کارکنان و افزایش رضایت و انگیزه و جلب حداکثر مشارکت و اعتماد آنان نسبت به تغییرات ناشی از پروژه

14- مطالعه بر روی مشتریان مرکز و بازار هدف به منظور جلب مشتریان جدید

15- اجرای سیستم بازاریابی ,بازارداری و بازارسازی در منطقه فعالیت موسسه

16- بازنگری فعالیت تبلیغاتی در گذشته و پایه گذاری سیاست اثربخش برای آینده

17- استفاده از رویکرد پروژه ای و سیستماتیک و تسریع و تسهیل بهبود عملکرد و بازدهی در مرکز در دوره های میان مدت

18- انجام مطالعات تحقیقاتی و کارشناسی

19- افزایش رضایت مندی مشتریان با تسهیل و تسریع در فرایند خدمات دهی مرکز

20- ایجاد سیستم نظرسنجی از کارکنان و مشتریان بصورت دوره ای و تحلیل داده ها و بکارگیری آن در بهبود خدمات مرکز

21- استفاده از تکنیک های تفکر گروهی و اخذ نظر از خبرگان موضوع

22- بومی سازی و ویژه سازی سیستم متناسب با نیازهای منطقه و افزایش اثربخشی و کارایی آن

23- توسعه اطلاعات مدون درباره بیماران بازار هدف

24- پشتیبانی بیماران و پیگیری فرایند درمان بعد از دریافت خدمات و خروج از مرکز و کسب اعتماد عمیق آنان

25- وابسته نمودن بیماران به سیستم درمانی مجموعه با بایگانی قدرتمند و پیگیری فرایند طولانی مدت درمان آنان

26- تهیه و ارائه محتوای ارزشمند مرتبط با خدمات موسسه و نیازها و خواسته های بیماران و سکنه منطقه

27- ایجاد فضای احساسی شاد در مرکز و کاهش آلام روحی بیماران

28- ارائه راهکارهایی برای مدیریت صحیح استرس در بیماران

29- تشکیل هیات فنی رسیدگی به شکایات مشتریان شامل مدیران , نیروهای متخصص موسسه و مشاورین سی. آر .ام

30- شناسایی و ارضای نیازها و خواسته های مشتریان و تنظیم برنامه های سی. آر .ام مرتبط

31- راه انداز سیستم های مشاوره ای مجازی برای بیماران , بازار هدف و مشتریان بالقوه

32- احیاء اصول و تفکر مشتری مداری در پرسنل

33- طراحی واجرای عناصر برند سازی و رویکرد استفاده از ابزارهای نوین بازاریابی و تبلیغات

34- نمایش فیزیکی محصول و انتقال حس خوب اعتماد و اطمینان با پررنگ کردن موفقیت ها و مستند سازی و نمایش تجربه ها

35-....................................

++ شرح مختصری بر مراحل اجرایی پروژه :

1- مطالعه شرایط فعلی مرکز و تحقیق از وضعیت موجود

2- مصاحبه با کارکنان و جلسات فنی با مدیران

3- تنظیم استراتژی پیاده سازی سی. آر .ام

4- تاسیس واحد بازاریابی و تبلیغات در مرکز

5- ................................

++ سوالاتی که برای موفقیت در پروژه باید پاسخی مناسب برای آنها یافت :

1- چرا و چگونه باید به مردم گفت که شما چرا و چگونه به چه کاری در مرکز درمانی مشغول هستید ؟

2- چرا مشتریان باید محصول شما را خریداری کنند ؟ و محصول رقبا را نه ؟

3- مشتریان مرکز چه کسانی با چه مشخصاتی هستند ؟

4- مزیت های کالا و خدمات مرکز کدامند ؟

5- از چه راهی بهتر و بیشتر می توان با بیماران ارتباط برقرار کرد و به آنها نزدیک شد ؟

6- بیماران به چه روشی برای کسب اطلاعات راغب تر هستند ؟

7- از چه طریقی میتوان از موسسه یک تصویر مناسب تر و ارزشمند تر از دیروز در ذهن و قلب مشتریان حک کرد؟

8- ........................................

با توجه به مجموع این نکات تلاش می شود نمودار فعالیت مارکتینگ و برندینگ مجموعه به گونه ای طراحی شود که با امکانات موجود , قابلیت اجرایی شدن داشته باشد و تدوین برنامه های منسجم , مستلزم شناسایی دقیق و مستند سازی کلیه فرایند های جاری و مورد نیاز موسسه است .

در نهایت با استفاده از استراتژی بازاریابی هدفمند و منحصر بفرد و اصلاح و بهبود خدمات و با ایجاد دیدگاهی با سمت و سوی بیمار محور واستقرار سیستم تعالی کیفیت می توان کیفیت خدمات , راندمان کلی موسسه , رضایت مندی بیماران و مشارکت آنان در فرایند درمان را بهبود بخشید و سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص داد و این به معنی ایجاد تقاضای کاذب در جامعه نیست بلکه برآورده کردن نیازها و خواسته هایی است که ممکن است توسط مراکز دیگر برآورده شود و اگر از ظرفیت ها و توان بالقوه بصورت بهینه استفاده شود کارایی و تاثیر کذاری و در نتیجه بهره وری افزایش یافته و با ارتقای کیفیت خدمات به اوج رضایت مندی بیماران دست می یابد و با ایجاد مزیت رقابتی در نتیجه این فرایند , بازدهی حداکثر در دسترس خواهد بود.

تالیف: مهندس حسنی

برای دانلود مقاله تشریح دیدگاهی نو در بازاریابی مراکز خدمات درمانی کاری از گروه مشاورین جهان آرا می باشد لطفا اینجا کلیک فرمائید.

 در مقاله‌ی «آشنایی با مدل STP برای فروش – بخش اول» بعد از معرفی مدل STP برای فروش، مدل استراتژی یک شرکت هتل‌های زنجیره‌ای برای جذب انواع مخاطب رو بررسی کرده و سپس توضیحی در مورد روش تقسیم‌بندی بازار فروش ارایه کردیم. در بخش دوم این مقاله، دو مرحله باقی‌مانده برای بازاریابی به روش STP‌ را در قالب بررسی نمونه‌ی یک آژانس گردشگری، بررسی می کنیم.

مطالعه‌ی نمونه‌ی یک آژانس برگزارکننده تور‌های فرهنگی و طبیعت گردی

یک آژانس که متخصص برگزاری تور‌های فرهنگی و طبیعت‌گردی در سراسر دنیا است، با سه دسته مخاطب مواجه است: گروه اول، زوج‌های جوان خواهان مسافرت‌های ارزان، گروه دوم، خانواده‌هایی صاحب فرزند و با سطح متوسط مالی و طالب مسافرت‌های امن در محیطی خانوادگی و گروه سوم، بازنشستگان ثروتمندی هستند که به دنبال مسافرت‌های مجلل و لوکس به شهرهای گران‌قیمت توریستی هستند.

گام دوم: هدف‌گذاری بر بهترین مشتریان

در این مرحله باید تصمیم بگیرد که پاسخ به درخواست کدام نوع مشتری ارزش برنامه‌ریزی دارد. برای انجام این انتخاب، سود انتظاری حاصل از خدمت‌رسانی به هر گروه،‌ بزرگی بازار هر بخش و روند رو به افزایش یا کاهش بلند‌مدت آن و ظرفیت‌های خود آن موسسه برای فعالیت در هر بخش، باید بررسی شده و با هم مقایسه شود.

فرض کنید که طبق مطالعات این سه بازار، سود انتظاری حاصل از سرمایه‌گذاری بر زوج‌های‌ جوان، خانواده‌های دارای فرزند و بازنشستگان به ترتیب، ۸,۲۲۰,۰۰۰ دلار، ۴,۳۶۰,۰۰۰ دلار و ۳,۴۳۰,۰۰۰ دلار تعیین‌شده‌ و هم‌چنین بازار زوج‌های جوان به اندازه کافی بزرگ و رو به گسترش، شناسایی شده است. پس بازار خانواده‌های جوان همه‌ی شرایط لازم برای تبدیل شدن به گزینه‌ی هدف را داراست.

– به یاد داشته باشید که هدف‌گذاری صحیح بر هر بخش آنقدر انرژی‌‌بر است که عملأ تقسیم توجه به چند بخش، از کیفیت کار کم می‌کند. پس توصیه می‌شود که در هر بازه زمانی‌، بر بیش از یک گروه کار نشود!

گام سوم: تعیین جایگاه کالا

قدم آخر، انتخاب بهترین روش عرضه محصول به گروه هدف است که نقشی حیاتی در تعیین بهترین ترکیب بازاریابی خواهد داشت. برای این انتخاب، به چند سوال باید جواب داد:‌ اول آن که چرا باید یک مصرف‌کننده از بین همه‌ی گزینه‌های پیش رو، این محصول پیشنهادی را انتخاب کند؟ استفاده از تکنیک‌های “ارایه پیشنهاد منحصربه‌فرد” و “نقشه تعیین جایگاه” می‌تواند دیدی مناسب از جایگاه محصول و برند نزد مشتریان در عرضه کند. سپس باید دید که محصول ارایه‌شده، پاسخ‌گوی کدام نیاز مشتری خواهد بود؟ طراحی یک “پیشنهاد ارزش” برای مشخص‌کردن وجوه تمایز و جنبه‌های برتر کالا نسبت به محصولات رقبا، می‌تواند راهگشا باشد. همه‌ی این اقدامات، با راه‌اندازی یک کمپین بازاریابی گسترده می‌توانند به بار بنشینند: پس در پایان کار، تلاش برای اطلاع‌رسانی درست در مورد طرح پیشنهاد ارزش محصول، اقدامی حیاتی است.

مثلأ برای این آژانس گردشگری که از بین سه گزینه مخاطب، گروه خانواده‌های جوان را انتخاب کرده، انتخاب شبکه‌های اجتماعی‌ای مثل اینستاگرام و فیسبوک که بیش‌تر اعضای آن‌ها جوان‌ها هستند، گزینه‌ی مناسبی است. می‌تواند خود را به عنوان “برگزار‌کننده بهترین مسافرت‌ها برای زوج‌های جوان”معرفی کند و از مشتریانش بخواهد که عکس‌های جذاب از سفرهای خود با این آژانس را بفرستند و به ارسال‌کننده بهترین عکس‌ها یک مسافرت رایگان جایزه دهد. یا می‌تواند یک خبرنامه الکترونیکی تهیه کند و به صورت ماهانه، انواع بسته‌های مسافرتی پیشنهادی خود را به مشتریان قبلی خود معرفی کند.

منبع: لرن-مارکتینگ

چند راه برای بالا بردن رتبه‌ی کلیدواژه‌های برند شد

در حوزه بهینه سازی وب‌‌سایت‌ها، بیش از هر چیز، موضوع ارتقا حول محور کلید‌واژه‌ها، مورد توجه مدیران وب‌سایت های ایرانی قرار گرفته است. موضوع این مقاله، بهینه‌‌سازی وب‌سایت برای کلید‌واژه‌های‌برند‌شده است که کم‌تر مورد توجه کاربران فارسی‌زبان قرار‌گرفته‌است. کلید‌واژه‌های‌ برند‌شده، همان کلمات یا عباراتی هستند که عموم مردم را به یاد شرکتی خاص می‌اندازند. کلید‌واژه‌های‌برند‌شده می‌توانند نام تجاری شرکت، نام برخی از محصولات یا حتی اسم وب‌سایت شرکت باشد. برای مثال، برخی از عبارت‌های‌ برند‌ شده‌ شرکت کامپیوتری اپل، واژه های “اپل”، “کامپیوترهای اپل”، “اپل کام”، “اپل دات کام”، “اپلل (به صورت اشتباه)”و”گوشی اپل” هستند.

کاربرد هوشمندانه کلید‌واژه‌‌ها می‌تواند باعث ارتقای جایگاه وب‌سایت در جست‌و‌جوی گوگل شود. چرا که طراحی این موتور جست‌و‌جو به شکلی است که اگر حتی در مطالب آپلود شده به طول مستقیم اشاره ای به ارتباط بین کلید‌واژه‌های‌برند‌شده و محصولات نشده‌باشد، می‌تواند به صورت خودکار، مطالب و کلید واژه ها را به هم مربوط کند.

در اینجا چند نکته برای افزایش کارایی عبارات برند شده معرفی می کنیم:

۱- افزایش تعداد ارجاعات به صورت نقل قول به سایت

برای کسب‌و‌کارهای محلی، اشارات غیر‌لینکی و از جنس نقل‌قول به وب‌سایت، به همان اندازه لینک‌های کیفیت‌ بالا مهم هستند (برای آشنایی با روش ساخت لینک دارای کیفیت بالا، این مطلب گزینه مناسبی است). گوگل وب‌سایت های دارای تعداد زیادی نقل‌قول را به عنوان وب‌سایت‌های دارای کسب‌و‌کار کارآمد و فعال شناخته و در نتایج جستجوی خود، آن‌ها را نمایش می دهد.

چند روش برای بالا بردن این نقل‌قول‌ها وجود دارد:

هم چنین به کمک وب‌سایت جست و جوی محلی نقل‌قول، می‌توانید به فهرستی از تمام نقل‌قول‌های لیست‌شده‌ی وب سایت‌ها برای صفحات پربازدید دست پیدا کنید.

۲- حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی

برای آن که پروفایل‌ها و صفحات اجتماعی بتوانند تبلیغ خوبی برای کلید‌واژه‌های یک برند باشد، لازم است که نام کاربری و نام صفحه‌ “دقیقاً” حاوی نام آن کسب و کار باشند (به جای استفاده از اسامی مخفف شرکت). علاوه بر شبکه اجتماعی گوگل پلاس که به عنوان وب‌سایت منتخب SEOشناخته می شود، ساختن صفحه پروفایل برای برند شرکت در سایت های فیسبوک، توییتر یا لینکداین می تواند باعث افزایش رتبه شرکت در جست‌و‌جو‌های گوگل شود.

راه دیگر آن است که کلید‌واژه‌های‌برند‌شده‌ به Bios رسانه‌ی اجتماعی و در قسمت شرح صفحات اضافه شود.

۳- استفاده از کلید‌واژه‌های‌برندشده‌ در محل مناسب

لازم است که حتمأ از کلید‌واژه‌های‌برند‌شده در نقاط استراتژیک وب‌سایت استفاده کنید. چند نکته کاربری:

  • از نام کسب‌و‌کار، نام وب‌سایت و نام محصولات ویژه خود در تگ ها استفاده کنید: اولین تگ ها را به توصیف کسب و کار و آخرین ها را به نام برند اختصاص دهید.
  • از نام برندتان در تگ سرصفحه، قسمت Meta Descriptions، برچسب‌های Alt Image و URL ها استفاده کنید.
  • در وب‌سایت یا وبلاگ‌تان به نام کسب‌و‌کارتان اشاره کنید. محل‌هایی که به طور متداول برای این کار استفاده می‌شوند را انتخاب کنید.

توصیه پایانی آن که به یاد داشته باشید که وبلاگ شرکت نقشی اساسی در بهتر کردن رتبه‌ی کلید واژه‌های برند شده دارد. برای مثال، گردانندگان وبلاگ شرکت due در فضای مجازی که به Payments Blog مشهور است، با اضافه کردن محتوای موضوعی و مفید و نیز ایجاد پست‌های وبلاگی، کلید‌واژه‌های‌برند خود را در قالب معرفی شرکت و ارائه اطلاعات در مورد فعالیت های آن در وب‌سایت قرار‌می‌دهند.

منبع: لرن-مارکتینگ

تماس مستقیم با کارشناس برندینگ:09213600956

منتظر مقالات بعدي ما باشيد

بستن